جوانی پایدار -بازسازی و مبارزه با روند پیری
نویسنده : دکتر حسن فشارکیزاده
سال 2057 است و امروز سالگرد تولد شما است و شما یکصد و یازده شمع را خاموش میکنید؛ اما مثل هشتاد سالگی، خوشاندام و سرحال هستید، هم چنان ورزش (شنا و قایقرانی . . .) میکنید.
همین هفتهی قبل بود که پزشک شما فهرست کاملی از معیارهای سلامتی شما را ارایه داد: هیچ نوع بیماری قلبی ندارید، نشانهای از سرطان و یا بیماریهای فرسایشدهنده (Degenerative) در شما دیده نمیشود. کلسترول شما در همان رقم 140 پابرجا مانده و سرخرگهای قلبتان مانند بیستسالگی پاک و تمیز هستند.
از ورم مفاصل و پوکی استخوان خبری نیست و به کوتاه سخن، سن زیستشناسانهی شما شصت و دو را نشان میدهد. شما هم چنان مصم هستید که یکصدوبیستمین سالگرد تولد خود را ـ و شاید بیش از آن را ـ جشن بگیرید.
گذشته از این، شما در حالی که سرشار از انرژی و نیروی جوانی هستید، از دانش و تجربهی بالا برخوردارید. این روزها، مهمترین مسألهای که در برابر شما قرار گرفته است این است که با این همه سالهایی که در پیش دارید، چه کنید. میتوانید رشتهی تخصصی جدیدی را انتخاب کنید، به مسافرت دور دنیا بروید و یا زمانهایی سرشار از لذت و نشاط با نوهها و نبیرههای خود داشته باشید.
وقتی که با غرور تمام به گذشتهی زندگی خلاق و پرثمر خود مینگرید و همچنان خود را تیزهوش و با استعداد تمام عیار، مملو از یازده دهه تجربیات گرانبها و خاطرات شیرین میبینید، سرتاپای وجودتان را شادی و نشاط فرا میگیرد و به ناگاه با سپاس فراوان کتابهایی مثل «غذا برای بهتر زیستن» را به یاد میآورید که زندگی شما را دگرگون کرده است.
آیا رسیدن به این هدف، غیرممکن است؟ به هیچ وجه. برعکس به حقیقت پیوستن آن بسیار محتمل میباشد. پژوهشهای زیادی به ویژه در سالهای اخیر نشان میدهند که میتوان روند پیری را متوقف و یا حتی آن را بازگرداند؛ و این نوشتاربه شما امکان میدهد با به کار بردن رهنمودهای آنبه آسانی چنین جهشی را در سراسر زندگی خود به وجود آورید.
روندها همه از سلولها آغاز میشوند
زندگی، بزرگترین دستاورد تکامل است؛ دستاوردی حیرتانگیز ورای باورها و به طور عمده غیرقابل پیشبینی. با وجود همهی اینها، اگر سلولها توانایی بازسازی خود را از دست میدادند زندگی به یکباره نابود میشد. سلولهای بدن شما برای این که زنده بمانند باید در برابر عوامل مهاجم خارجی از آنها مراقبت به عمل آید. سلولها به هنگامی که مورد هجوم قرار میگیرند، لازم است دارای توان ترمیمی باشند. بدون این عوامل سرانجامی جز مرگ زودرس ندارند.
بدیهی است ارگانها و بافتهای ما از مجموعهی سلولها ساخته شدهاند و این بدان معنی است که چنانچه سلولهای زیادی دچار آسیب شده یا از بین بروند، بافتها یا ارگانهای مربوطه نیز قادر به ادامهی کار نخواهند بود. برای مثال چنانچه سلولهای مغز بدون این که ترمیم شوند به تدریج و یا به طور ناگهانی (یا بخش عمدهای از آنها) آسیب ببیند، شخص دچار اختلالات مغزی (حسی، حرکتی یا هر دو) خواهد شد. با تداوم آسیب به سلولهای قلب ممکن است توانایی کار آن، چنان دچار اختلال شود که حتی قدم زدن و یا بالا رفتن از پلهها را غیرممکن سازد. آسیب سلولهای استخوانها و مفاصل سرانجامش پوکی و دردهای مفصلی است. سرانجام همهی این دگرگونیهای منفی، کوتاه شدن عمر شما است.
به این ترتیب به خوبی مشاهده میکنید که روند ترمیم سلولی تا چه اندازه حائز اهمیت است.
خوشبختانه ما هم اکنون اطلاعات زیادی در اختیار داریم که از طریق آنها میدانیم چه گونه میتوانیم توان خود ترمیمی سلولها را افزایش دهیم و چگونه میتوان در نخستین مرحله از آسیب آنها پیشگیری به عمل آورد.
ترمیم روند فرسایش و نقش رادیکالهای آزاد
اگر بدن انسانی از نظر ژنتیک چنین برنامهریزی شده است که صدوبیست سال عمر کند، پس چرا ما زندگانی کوتاه مدتتر از این داریم. برابر تئوریهای آسیب، سایش و فرسایش سلولی ناشی از روند متابولیک (سوخت و ساز) روزانه تغییرات منجر به پیری و کاهش عمر را سرعت میبخشند.
آسیبهای مورد بحث منحصرا به وسیله رادیکالهای آزاد به وجود میآیند. رادیکالهای آزاد، این شیطان بچههای تالارزیست – شیمی، ذرات مولکولی دارای بار بسیار زیاد و به سرعت متحرکی هستند که سلولهای سالم را آسیب میرسانند. هر اندازه رادیکالهای آزاد بیشتری وجود داشته باشد آسیب سلولی بیشتر و روند پیری در آن سریعتر است.
حال ببینیم این رادیکالهای آزاد از کجا میآیند؟ بعضی از آنها نتیجهی سوخت و ساز طبیعی سلولهای بدن هستند (گرچه بدنی که به اندازه کافی از سلامتی برخوردار باشد برای دفع آنها سیستمهای کارسازی در اختیار دارد). بسیاری دیگر از رادیکالهای آزاد، ناشی از رژیم غذایی نامناسب و کمبود مواد غذایی اصلی و قرار گرفتن ما در معرض سموم میباشند. در فهرست علل به وجود آورندهی رادیکالهای آزاد میتوان عملا کلیهی مواد سمی شناخته شده را گنجاند. در فهرست بیماریهایی که ناشی از تأثیر رادیکالهای آزاد هستند نیز؛ تقریبا میتوان تمامی بیماریهایی که انسان را دچار میسازند قرار داد.
معنی این گفته این نیست که هر بیمارئی به طور مطلق ناشی از فعالیت رادیکالهای آزاد است. بعضی از افراد استعداد ژنتیکی ارثی برای ابتلای به بیماریهای معینی را چون بیماریهای قلب، سرطان، پوکی استخوانها، آلزایمر و پارکینسون دارند. اما ببینیم چنانچه شما حاوی «ژن بیماریزا» باشید، آیا مفهومش این است که محکوم به ابتلای به آن بیماری هستید؟ مطلقا خیر. این که چنین ژنی بتواند «خود را نشان دهد» به طور کامل مربوط به خود شما است. اگر شما تولید یا ورود رادیکالهای آزاد را به بدنتان به حداقل رسانده، مراقب سلامتی سلولهایتان باشید، خواهید توانست از بروز بیماریها جلوگیری به عمل آورده ـ یا در صورت ابتلا روند آن را کُند کنید.
چنانچه در فصلهای بعدی نشان داده خواهد شد بزرگترین متحد شما در نبرد علیه رادیکالهای آزاد، مواد غذایی ویژهای هستند به نام ضّدِ اُکسیدانها. ضداکسیدانها، رادیکالهای آزاد را خنثی مینمایند و در نتیجه روند پیری را کند میسازند. آنها دوستان خوبی هستند که شما مایلید همیشه در اطرافتان باشند و شما میتوانید با خوردن غذاهایی که سرشار از مواد آنتی اکسیدان هستند و مصرف مواد زمینهای دارای آنتی اکسیدانها این عناصر را در اختیار خود داشته باشید.
رادیکالهای آزاد
«عامل اصلی پیری و بیماریها»
«تعداد اندکی از انسانها از حداکثر طول عمر خود برخوردار میشوند. بیشتر افراد بشر به علت بیماریهای گوناگونی از بین میروند و قریب به اتفاق این بیماریها را، بیماریهای وابسته به رادیکالهای آزاد تشکیل میدهد». «دکتر هارمون»
دکتر «دِن هَم هارمون» (Den Ham – Harmon) در 1954 تئوری رادیکالهای آزاد را به عنوان عامل اصلی پیری برای نخستین بار مطرح ساخت. «هارمون» شیمیدان برجسته، متخصص فارغالتحصیل دانشگاه «برکلی» کالیفرنیا است که پیرامون روند پیری پژوهشهای بسیاری انجام داده است. همانند بسیاری از کشفیات بزرگ، نظریه او در مورد نقش رادیکالهای آزاد در روند پیری بویژه در روزهای نخستین با استقبال بسیار سرد پژوهشگرانی که در همان دانشگاه مشغول کار بودند، مواجه گردید. حتی دانشمندانی که در آن زمان با دکتر «هارمون» نزدیکی بسیاری داشتند این نظریه او را یکی بعد از دیگری رد کردند.
اما دکتر «هارمون» پژوهشهای خود را پیرامون این نظریه شجاعانه دنبال کرد و نه تنها آن را به اثبات رساند، بلکه در سالهای بعد نشان داد که چگونه میتوان آثار رادیکالهای آزاد را با مواد تغذیهای ویژهای تحت عنوان ضداکسیدانها خنثی کرد و این که چگونه ضداکسیدانها طول عمر حیوانات آزمایشگاهی را افزایش میدهند و این که چگونه از اثر ضداکسیدانها میتوان در مقابله با بیماریهای قلب، سرطان، بیماریهای وابسته به پیری مغز و سایر عوارض ناشی از فرسایش همراه با پیری جلوگیری به عمل آورد. دکتر «هارمون» ثابت کرد که نارسایی سیستم ایمنی در زمان پیری، ناشی از اثر رادیکالهای آزاد است و آن را میتوان با مواد ضداکسیدان نگهدای کرد. تئوری رادیکالهای آزاد دکتر «هارمون» را میتوان با اختراع تلسکوپ به وسیله «گالیله»، کشف نیروی جاذبهی زمین به وسیله «نیوتن» و تئوری نسبیت «انشتین» قابل مقایسه دانست. هیچ کشف علمی تاکنون به این اندازه در شناخت عوامل سلامت و طول عمر انسان، اثر عمیق نداشته است.دکتر «هارمون» در اواسط دهههای هشتاد زندگی خود از نظر شغلی هم چنان بسیار فعال بود و به حق شایسته جایزه نوبل برای کار انقلابی خود بود.
رادیکالهای آزاد: عامل اصلی کاهش عمر
نظریهی رادیکالهای آزاد دکتر هارمون از آزمون زمان و پژوهشهای بسیاری سربلند بیرون آمده و اکنون به عنوان تئوری آسیب مورد قبول همه پژوهشگران در رشته پیریشناسی قرار گرفته است.
حال ببینیم رادیکالهای آزاد به واقع چه هستند، از کجا میآیند و چرا و چگونه تا به این اندازه میتوانند سبب آسیب سلولهای سالم بدن ما بشوند؟! برای پاسخ به این پرسش مجبوریم به گونهای خلاصه یکی از مباحث علمی شیمی زیستشناسی (بیوشیمی) را مرور کنیم.
میدانیم مولکولها از اتمهایی تشکیل میشوند که به وسیله اتصالات شیمیایی (Chemical Bond) به همدیگر چسبیدهاند. اتصال شیمیایی شامل یک جفت الکترون میباشد. هنگامی که این اتصال شکسته میشود، یک ملکول به دو نقطه تقسیم میشود که هر یک دارای یکی از الکترونهای منفرد و تازه شکل گرفته است. این ذرات مولکولی دارای بار الکتریکی زیاد و شدیدا ناپایدارند، زیرا به جای دو الکترون دارای یک الکترون میباشند و به همین علت میل ترکیبی بسیار زیادی با مولکولهای دیگر دارند. به این نوع مولکولها، رادیکالهای آزاد میگویند.
متأسفانه در ما انسانها داستان بیولوژیک رادیکالهای آزاد به همین جا ختم نمیشود. چنانچه گفته شد هر رادیکال آزاد، یک الکترون مجّرد دارد که مانند انسانهای مجرد از تنهایی متنفر است. این الکترونها خواهان پیدا کردن زوج برای خود میباشند و برای این کار چارهای جز شکستن یک رابطه شیمیایی در مولکول دیگری ندارند. دانشمندان این روند را اکسیداسیون نامیدهاند و رادیکالهای آزاد در این کار مهارت زیادی دارند. و برای آنها مهم نیست که زوج خود را از کجا به دست بیاورند و هرچه در سر راهشان برسد اکسیده میکنند. آنها در این روند سوراخی در دیوارهی سلولها به وجود آورده، آنزیمهای اساسی آن را تخریب و سبب شکستن DNA میشوند.
مهمترین نکته این است که رادیکالهای آزاد بسیار زایا (Prolific) میباشند و چنان چه تحت کنترل قرار نگیرند رادیکالهای تازهای را به وجود میآورند و اینها به نوبه خود به تولید رادیکالهای آزاد بسیاری دیگر میانجامد؛ یعنی یک رادیکال آزاد از آن جا که دارای انرژی بسیار زیادی است، سریعا به اطراف حرکت کرده، با یک اتصال استوار به مولکول مجاور میچسبد و این اتصال، مولکول پایدار مزبور را شکافته یکی از دو الکترون آن را آزاد میکند و رادیکال آزاد این الکترون را برای الکترون غیرزوج خود میدزدد. و این دو رابطه پایداری را به وجود میآورند. تمامی این روند در یک چند هزارم ثانیه رخ میدهد. گرچه در این روند رادیکال آزاد نخستین خود را تثبیت کرده است اما خبر بد این است که برای انجام این کار با درهم شکستن یک رابطه شیمیایی پایدار در مولکول دیگر سبب تشکیل دو رادیکال آزاد جدید شده، از مولکول پایدار قبلی دو اتم جدید به وجود آورده که هر یک دارای یک رادیکال آزاد منفرد میباشد. و بدین گونه یک زنجیره فعل و انفعالاتی آغاز میشود که طی آن هزاران ذره مولکولی دارای الکترونهای غیرزوج تولید میشوند. و هر یک از این ذرات با شتاب به اطراف هجوم و در صدد وارد آوردن ضربه به مولکول دیگر و به چنگ آوردن الکترونی از آن هستند.
سلولهای ایمنی: مدافعین جانباز بدن
در بین تمامی سلولهای بدن شما، سلولهای ایمنی شاید بیشترین قربانیان حمله رادیکالهای آزاد میباشند. این سلولهای فداکار برای انجام وظایف خود، حتی موجودیتشان را نیز به خطر میاندازند.
سلولهای ایمنی رادیکالهای آزاد را جمعآوری میکنند. و لذا چنان چه آسیب ببینند کمتر میتوانند این وظیفه خود را انجام بدهند؛ آسیب آنها در کوتاه مدت علامت چندانی را سبب نمیشود. اما با گذشت زمان دشواریهای چندی هم چون خستگی مداوم، بیماریهای عفونی مکرر و آلرژیهای مختلفی را سبب خواهند شد. چنانچه رادیکالهای آزاد به یورش خود بر سلولهای ایمنی ادامه دهند و این سلولها فرصت بازسازی نداشته باشند، سیستم ایمنی باز هم بیشتر رو به ضعف نهاده، سرانجام قادر به انجام وظایف خود نخواهد بود.
یکی از نشانههای آسیب سلولهای ایمنی عدم توانایی آنها برای تمایز بین عناصر مفید و عناصر زیانبخش است. در این حالت سلولهای ایمنی دوستان را با دشمنان اشتباه گرفته، بافتهای سالم بدن را مورد هجوم قرار میدهند. این روندِ بیماریزایی، عاقبت به بیماریهای اتوایمون (بیماریهای ایمنی) مانند لوپوس، اسکلروزمولتیپِل و آرتریت روماتویید میانجامد. خطای دوم سلولهای ایمنی در این حالت این است که دشمنان را به منزله دوست تلقی میکنند. برای مثال نمیتوانند سلولهای سرطانی را شناسایی کرده، نه تنها آنها را از بین نمیبرند بلکه از رشد و نمو سریع آنها نیز چشمپوشی میکنند.
تداوم اثر رادیکالهای آزاد منجر به پیدایش پیری از نوع زودرس آن میشود. و با تجمع آثار مخرب آنها بافتهای دارای قابلیت ارتجاع و نرمشپذیر (Flexible) جوان جای خود را به پوستهای چروکیده، مفاصل سفت و سخت شده و سرخرگهای تنگ دوران پیری میدهند.
کنترل رادیکالهای آزاد
حال که روشن شد آسیبهای ناشی از اثر رادیکالهای آزاد عمدهترین علل بروز بیماریها و کوتاه کردن طول عمر ما میباشد، منطقی است که نه تنها منشاء آنها را شناسایی کنیم بلکه از آنها پرهیز کرده و یا حداقل پیدایش آنها را کاهش دهیم؛ اما متأسفانه رادیکالهای آزاد همه جا موجودند. در غذاهایی که میخوریم، در آبی که میآشامیم، در هوایی که تنفس میکنیم.